
گروه فرهنگ جهان نيوز: هنگامی که زینب علیهاالسلام به حد بلوغ رسید، خواستگارهایش زیاد شدند، اما حضرت علی علیهالسلام به هیچ کدام از آنها جواب مثبت نداد، و او را به نکاح برادرزادهاش عبدالله بن جعفر درآورد. براستی چه کسی تواند که برای زینب از عبدالله بهتر باشد در حالی که وی پسر عموی اوست، و پدرش جعفر طیار برای اسلام آوردن سبقت گرفته و سومین کسی بود که مسلمان شد و همراه مسلمین در راه اسلام هجرت کرد و جهاد نمود و به شهادت رسید.
برخی گفتهاند: شدت علاقهی زینب علیهاالسلام نسبت به برادرش حسین بن علی علیهالسلام به حدی بود که هنگام ازدواج با عبدالله شرط کرد که هر گاه امام حسین علیهالسلام خواست به سفری برود زینب بتواند به همراه برادر مسافرت کند و عبدالله از او جلوگیری نکند!چگونه امام علیهالسلام دوری زینب را تحمل کند در حالی که او را مثال خویش و آیینه تمام نمای خود میدید؟ روایت شده است که هرگاه زینب علیهاالسلام سخن میگفت، گویا پدرش علی علیهالسلام سخن میگوید.

شیخ نقدی از نیشابوری نقل میکند که: زینب علیهاالسلام در فصاحت و بلاغت کلام، و زهد و عبادت و مرام، همچون پدرش علی مرتضی علیهالسلام و مادرش فاطمهی زهرا علیهاالسلام بود. حاصل ازدواج زینب علیهاالسلام با عبدالله بن جعفر، سه پسر به نامهای: محمد، عباس و عون، و نیز یک دختر به نام «امکلثوم» بود. و این امکلثوم همان است که معاویه برای فرزند خود «یزید» خواستگاری کرد! اما دایی او یعنی امام حسین علیهالسلام او را به نکاح پسر عمویش «قاسم» پسر محمد بن جعفر بن ابیطالب درآورد.(یادگار خیمههای سوخته: ترجمه کتاب « مع بطله کربلا»تالیف محمدجواد مغینه ،ص، ۳۶)بعضی نوشته اندوی از عبد الله دارای پنج فرزند به نامهای: علی، عون اکبر، عباس، محمد و أم کلثوم بود.
مطابق گزارش شیخ مفید دو تن از فرزندان حضرت زینب(س) در کربلا همراه امام حسین(ع) بودند:
عبد اللَّه بن جعفر (شوهر حضرت زینب سلام الله علیها) دو فرزند خود عون و محمد را نزد امام حسین(ع) فرستاد و نامهای نیز به وسیله آن دو براى آنحضرت فرستاد که در آن چنین نوشته بود: «اما بعد تو را به خدا قسم میدهم، زمانی مرا خواندى از این سفر برگرد؛ زیرا من از این راهى که بر آن میروى بر تو ترسناکم از اینکه هلاکت تو و پریشانى خاندانت در آن باشد، و اگر امروز تو از میان بروى روشنایى زمین خاموش خواهد شد؛ زیرا توچراغ فروزان راه یافتگان و آرزو و امید مؤمنان هستى، و به راهى که میروى شتاب مکن تا من به دنبال این نامه خدمت شما برسم و السلام».
برچسب:
نویسنده: رضا مرادیان